روانشناسی رسانه های اجتماعی

روانشناسی رسانه های اجتماعی: چرا ما از ویژگی هایی همچون لایک، کامنت و اشتراک بصورت آنلاین استفاده می کنیم.

اگر مجبور بودید هر چیزی که در رسانه های اجتماعی مشاهده می کردید «لایک» کنید، چه اتفاقی می افتاد؟

رامیت چاولا متخصص رسانه های اجتماعی بدین منظور اسکریپتی ساخت که تمامی عکس های مشاهده شده در اینستاگرامش را لایک می کرد.

  • به تعداد فالوورهای او در هر روز 30 تا اضافه شد
  • به مهمانی های بیشتری دعوت شد
  • چندین بار در خیابان از طرف کسانی که او را در اینستاگرام دیده و می شناختند برای احوال پرسی متوقف شد
  • پیام های متعددی از دوستانش دریافت کرد که او را ترغیب به ارسال پست های بیشتر می کردند. او اینگونه بیان کرد که «انگار آنها ناامید و درمانده بودند و به دنبال چیزی می گشتند که در مقابل لایک های انجام گرفته، دوستش داشته باشند.»

لایک ها، کامنت ها و پست هایی که در رسانه های اجتماعی به اشتراک گذاشته می شود، اغلب ممکن است بی نتیجه به نظر برسند، در حالی که بسیار مهم هستند. آنها برخی از مؤلفه هایی که ما را به انسان مبدل کرده، یعنی عادت ها، خواسته ها، اضطراب ها و شادی ها، تحریک می کنند.

چه می شود اگر بتوانیم روانشناسی رسانه های اجتماعی را درک و از این دانش برای نزدیک کردن مشتریان، دادن آنچه می خواهند به آنها، و خلق روابط بهتر استفاده کنیم؟

من در این زمینه مقاله ای در کنفرانس بازاریابی سرگرم کننده و در عین حال فوق العاده Mozcon ارائه کردم. حالا علاقه دارم نکات برجسته آن را با شما به اشتراک بگذارم!

زیست شناسی رسانه های اجتماعی: دوپامین و اکسی توسین

اعتیاد به رسانه های اجتماعی فقط در ذهن ما اتفاق نمی افتد، بلکه به لطف دو ماده شیمیایی مغزمان چیزی کاملاً واقعی است: دوپامین و اکسی توسین.

دوپامین

دانشمندان پیشتر فکر می کردند دوپامین یک ماده شیمیایی مرتبط با لذت در مغز است، اما اکنون می دانیم آنچه این ماده در واقع ایجاد می کند، خواستن است. دوپامین باعث می شود ما چیزی را دنبال کنیم، بخواهیم و جستجو کنیم.

دوپامین با اطلاعاتی اندک و غیرمترقبه تحریک می شود، و با نشانه هایی از پاداش – یعنی شرایط موجود در رسانه های اجتماعی.

کشش ناشی از دوپامین آنقدر قدرتمند است که مطالعات نشان داده مقاومت در برابر توییت کردن برای مردم، دشوارتر از مقاومت مقابل سیگار و الکل است.

اکسی توسین

حالا نوبت اکسی توسین است که گاهی به آن «ماده شیمیایی نوازش کننده» گفته می شود، چرا که وقتی کسی را می بوسید یا در آغوش می کشید ترشح می شود.

و یا… توییت کردن! بعد از 10 دقیقه حضور در رسانه های اجتماعی، میزان اکسی توسین می تواند تا 13% افزایش پیدا کند – این میزان هورمون معادل است هورمون ترشح شده در روز عروسی!

و هر آرامش و حسن نیتی که با اکسی توسین همراه می شود – کاهش سطح استرس، احساس عشق، اعتماد، همدلی و سخاوت – در رسانه های اجتماعی هم تجربه خواهد شد.

در نتیجه، میانگین اعتماد به نفس کاربران رسانه های اجتماعی بالاتر از کاربران اینترنت است. یک کاربر معمولی در فیس بوک، 43% بیشتر از سایر کاربران اینترنت احتمال دارد که نسبت به اکثر مردم حس اعتماد داشته باشد.

بنابراین و به کمک دوپامین و اکسی توسین، نه تنها احساسات بسیار خوبی با شبکه های اجتماعی همراه خواهد شد، بلکه توقف تمایل بیشتر و بیشتر به آن هم به راستی دشوار خواهد بود.

اقدامات رسانه های اجتماعی: چرا پست می کنیم، به اشتراک می گذاریم، لایک می کنیم و کامنت می گذاریم

در ادامه نگاهی می اندازیم به فعالیت های اصلی که بصورت آنلاین انجام می شود، تا دریابیم کدام رشته های روانی با هر یک از آنها تحریک می شوند.

چرا در رسانه های اجتماعی پست می گذاریم

مردم در حدود 30 تا 40% از سخنان شان را به صحبت درباره خود اختصاص می دهند. اما در رسانه های اجتماعی، این میزان به حدود 80% از پست های ارائه شده افزایش می یابد، که یک جهش بسیار بزرگ است!

چرا؟ صحبت کردن چهره به چهره دشوار و درگیر کننده عواطف و احساسات است – ما زمان نداریم تا درباره آنچه می خواهیم بگوییم فکر کنیم، و مجبوریم علائم مرتبط با چهره و زبان بدن را درک کنیم.

اما بصورت آنلاین، زمان بیشتری برای ساخت و اصلاح خواهیم داشت. این همان چیزی است که روانشناسان آن را خود بیانگری می نامند: خود را به شکلی قرار دهید که می خواهید دیده شوید.

احساسی که از خود بیانگری حاصل می شود آنقدر قوی است که مطالعات نشان داده مشاهده پروفایل فیس بوک می تواند اعتماد به نفس افراد را بالا ببرد.

چیزی که برای بازاریابان جالب به نظر می رسد، این مسئله است که برجسته ترین روش برای خود بیانگری از طریق خرید و اکتساب چیزهایی است که نشان می دهد ما چه کسی هستیم.

همین الان به این موارد فکر کنید: لباس ها، بازی ها، موسیقی، و لوگوی روی لپ تاپ تان

شدت احساساتی که افراد می توانند به برندهای مورد علاقه خود داشته باشند باورنکردنی است. در یک آزمایش به داوطلبان دو نوع عکس نشان داده شد: لوگوی برندی که دوست داشتند، و عکسی از دوستان و نزدیکان.

برانگیختگی فیزیولوژیک آنها به لوگو به همان اندازه برانگیختگی مشاهده نزدیک ترین دوستان بود.

اشیاء – و اگر بخواهیم تعمیم دهیم، برندها – بخش بزرگی از ما را تشکیل می دهند.

آنچه من از این مسئله برداشت می کنم این است که بایستی به سختی تلاش کنم تا دریابم چه چیز مشتاق کننده ای در برند من وجود دارد که مشتریانم می توانند با آن ارتباط برقرار کنند.

برندهایی که قادرند به شیوه هایی اشتیاق آور با جامعه تعامل داشته باشند، نه تنها فرصت هایی در رسانه های اجتماعی برای این کار بوجود می آورند، که می توانند فراتر از لایک های بدست آمده، به چیزهای ماندگارتری هم دست پیدا کنند.

چرا در رسانه های اجتماعی به اشتراک گذاری می کنیم؟

اگر اینقدر دوست داریم درباره خودمان صحبت کنیم، پس چه چیزی ما را مجبور به اشتراک چیزی می کند که برای شخص دیگری است؟

انتقال اطلاعات، انگیزه ای است که ما را سخت درگیر خود می کند. حتی پیش از اینکه کاری انجام دهیم،فکر کردن به مسئله به اشتراک گذاری هم مراکز پاداش موجود در مغز ما را فعال می کند.

خود بیانگری، تقویت روابط

نخست اینکه این مسئله به تصویر ما از خودمان باز می گردد: 68% از مردم می گویند به اشتراک گذاری را به این دلیل انجام می دهند که به دیگران حس بهتری از خودشان ارائه کرده و نشان دهند چه چیزهایی برایشان مهم است.

اما بزرگترین دلیل به اشتراک گذاری، به افراد دیگر برمی گردد: 78% از مردم می گویند این کار را به این دلیل انجام می دهند که به آنها کمک می کند با دیگران در ارتباط باشند.

آزمایشات نشان داده که بهترین عوامل پیش بینی کننده درباره ایده های مُسری در مغز، با بخش هایی در ارتباط است که بر افکار درباره دیگران متمرکزند.

این بدان معناست که محتوای طراحی شده برای رسانه های اجتماعی نیازی نیست از سوی یک گروه بزرگ یا متوسط جذابیت داشته باشد. صرفاً کافی است برای یک فرد خاص جذاب به نظر برسد.

ارز اجتماعی

وقتی نوع مناسبی از محتوا را به اشتراک می گذاریم، ارز اجتماعی بدست می آوریم – یعنی ارزش سهام اجتماعی ما بالا می رود. 62% مردم می گویند وقتی دیگران به آنچه در رسانه های اجتماعی پست می کنند واکنش مثبت نشان می دهند، حس بهتری نسبت به خود پیدا می کنند.

اما برندها چگونه می توانند ارز اجتماعی خلق کنند؟ با داشتن چیزی جالب توجه برای بیان کردن.

جف گوینز در وبلاگ ما درباره این مقاله پژوهشی کمتر شناخته شده از دهه 1970، که تلاش می کند نظریه ای یکپارچه درباره مواردی که سبب جالب به نظر رسیدن یک چیز می شود ارائه کند، نوشته است.

موری دیویس، نویسنده، می گوید ارائه محتواهای جالب چیزی نیست جز «یورش به دنیای مورد پسند مخاطبان.»

چیزهایی که جالب به نظر می رسند، درست شبیه یک «لباس»، مفروضات ما را انکار کرده و ما را تحریک می کنند.

 

چرا در رسانه های اجتماعی لایک می کنیم

فیس بوک با بیش از 2 میلیارد کاربر فعال در ماه، نمونه ای عالی از پلتفرمی است که در آن مردم به لایک کردن عشق می ورزند. در واقع، از زمانی که فیس بوک دکمه «لایک» را بوجود آورد تا کنون، از آن بیش از 1.13 تریلیون دفعه استفاده شده، و این تعداد روز به روز بیشتر می شود.

ما این کار را به منظور حفظ روابط انجام می دهیم. وقتی پست های یکدیگر را دوست داریم و لایک می کنیم، به رابطه موجود ارزشی اضافه کرده و نزدیکی را تقویت می کنیم.

ما همچنین از تأثیر متقابل یا همان تلافی بهره می گیریم.. یعنی احساس تعهد می کنیم به هر شیوه ممکن، لطف دیگران را تلافی کنیم. حتی مایلیم مقیاس ها را افزایش دهیم.

یک جامعه شناس کارت های کریسمس را به 600 غریبه بصورت تصادفی ارسال کرده و در پاسخ 200 عدد را دریافت کرد. این قدرت تلافی است.

شما در اینستاگرام نیز شاهد تلافی هستید. جایی که دریافت یک تگ یا دایرکت باعث می شود برای پاسخ دادن به آن احساس اجبار کنید. و هر زمان در پروفایل خود لایک دریافت می کنید، احتمالاً کمی تلافی خواهید کرد، چه بصورت به اشتراک گذاری محتوای شخص مقابل، ثبت نام در لیست ایمیل و غیره.

چرا کامنت می گذاریم

اغلب بازاریابان فکر می کنند مکالمه با مشتریان بسیار مهم است. این مشارکت و تعامل می تواند دوستی و طرفداری بلندمدت ایجاد کند.

پس وقتی بفهمیم مشتریان اینگونه احساس نمی کنند، برایمان عجیب خواهد بود. یک نظرسنجی از 7000 مشتری نشان داد که تنها 23% از آنان با یک برند در رابطه هستند. از میان کسانی که این مسئله را عنوان کردند، تنها 13% تعاملات مستمر با برند با دلیل ایجاد این رابطه می دانستند.

همچنین مشتریان بیان کردند که داشتن ارزش های مشترک با یک برند محرک قدرتمندتری برای ایجاد رابطه با آن است، تا تعاملات زیاد.

این البته بدان معنی نیست که کامنت ها قدرتمند نیستند. در واقع، می توانند بسیار هم قدرتمند باشند – پدیده ای به نام واقعیت مشترک وجود دارد که می گوید کل تجربه ما از یک چیز تحت تأثیر این است که چگونه آن را با دیگران به اشتراک می گذاریم.

85% از ما اعتقاد داریم مطالعه پاسخ های دیگران در مورد یک موضوع به درک و پردازش اطلاعات و رویدادها کمک می کند.

این بدان معنی است که کامنت ها واقعاً قدرت تغییر ما را دارند و علم هم از این امر حمایت می کند.

  • یک مطالعه بر روی سایت های خبری نشان داد مشاهده کامنت هایی که به نویسنده مطلب حمله می کرد، برای تغییر ادراک ما نسبت به آن مطلب کفایت می کرد.
  • از سوی دیگر، نظرات مؤدبانه – حتی وقتی منفی باشند – سبب می شود یک برند صادق تر و بی خطرتر به نظر برسد. کاربران وقتی نظرات منفی اما مؤدبانه درباره یک ساعت مشاهده می کردند تمایل داشتند برای آن 41$ بیشتر پرداخت کنند، نسبت به زمانی که این نظرات حذف شده بود.

اصولاً هر کامنتی درباره شما بصورت آنلاین، از دیدگاه مصرف کننده بازتاب نوع و چیستی شرکت شما خواهد بود. این مسئله الزاماً منطقی نیست، اما از عملکرد مغز ما نشأت می گیرد.

این بدان معناست که مشارکت فعالانه در بخش کامنت وبلاگ، و نظرات بیشتر مشتریان نسبت به محصول شما بسیار مهم است، اما نه صرفاً برای شخصی که به او پاسخ می دهید، بلکه هرکسی که در کامنت ها و نظرات به اشتراک گذاشته شده مشارکت می کند.

پدیده رسانه های اجتماعی: سلفی، ایموجی و نوستالژی

تاکنون فقط به سطح رسانه های اجتماعی پرداختیم. حالا بیایید به چند پدیده جذاب برای بازاریابان نگاهی عمیق تر بیاندازیم.

شوق سلفی گرفتن

از نظر تاریخی، پرتره ها شیوه ادراک تصویر ما را نشان داده و کنترل می کرده اند.

امروزه از آنها برای نشان دادن آنچه که هستیم استفاده می شود. سلفی گرفتن یک مفهوم روانشناختی است که می گوید ما هرگز نمی توانید خودمان را ببینیم – ما نیاز به بازتاب خود از سوی دیگران داریم تا درک کنیم چه کسی هستیم.

سلفی ها به این دلیل جذابند که ما به چهره خود بیش از هرچیز دیگری توجه می کنیم.

  • تصویر پروفایل نخستین مکان در فیس بوک و سایر رسانه های اجتماعی است که به آن توجه می شود.
  • در اینستاگرام، تصاویری با چهره انسان به ترتیب 38% و 32% بیشتر احتمال دریافت لایک و کامنت دارد.
  • مطالعات نشان داده ما بصورت آنلاین هم نگاه کسانی که بر روی صفحه نمایش می بینیم را تعقیب می کنیم.

مشاهده چهره ها همچنین می تواند حس همدلی بوجود بیاورد. در یک آزمایش، عکس چهره بیماران به فایل های پزشکی اضافه و مشخص شد مشاهده عکس بیماران، نحوه برخورد با آنان را بهبود می بخشد.

در مورد برندها، شیوه های زیادی برای استفاده از قدرت سلفی ها وجود دارد – که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

قدرت ایموجی در رسانه های اجتماعی

اغلب ما از این مسئله آگاه نیستیم، اما شیوه بیان یکدیگر را در گفتگوهای چهره به چهره تقلید می کنیم. این مسئله از لحاظ احساسی مُسری است، و بخش بزرگی از شیوه برقراری ارتباط محسوب می شود.

ما بصورت آنلاین، این عنصر مهم همدلی را با استفاده از شکلک ها و ایموجی ها بازآفرینی می کنیم.

امروزه 92% از مردم ایالات متحده بصورت مرتب در ارتباطات آنلاین خود از استیکر، شکلک یا ایموجی استفاده کرده، و 10 میلیارد ایموجی هر روزه در سراسر جهان ارسال می شود.

محبوب ترین ایموجی ها کدامند: ؟

بین استفاده از ایموجی ها و قدرت رسانه اجتماعی رابطه مستقیمی وجود دارد.

  • تجزیه و تحلیل بیش از 5 ساله رسانه های اجتماعی نشان داد که استفاده از ایموجی ها یک عامل مشترک میان افراد صاحب نفوذ و محبوب در رسانه های اجتماعی است.
  • همچنین یک مطالعه که در آن شرکت کنندگان با افراد مختلف چت می کردند نشان داد آنها هنگام استفاده از ایموجی در ارتباطات، فرد مقابل خود را دوستانه تر و شایسته تر ادراک می کنند.

روش های سرگرم کننده زیادی برای بکارگیری ایموجی در کمپین های بازاریابی وجود دارد. برندهایی مثل ایکیا، کوکا کولا، برگر کینگ و کمدی سنترال حتی ایموجی های خاص برند خود را برای به اشتراک گذاری طرفداران خود بوجود آورده اند.

ایوان ورای از شرکت سوییفت مدیا که در بسیاری از این کمپین های مرتبط با ایموجی برندها کار کرده می گوید کاربران این مسئله را روشی بسیار بی نظیر می دانند – چرا که بیشتر مفهوم خود بیانگری دارد و نه تبلیغات.

نوستالژی در رسانه های اجتماعی

گاهی حرکت رسانه های اجتماعی – و البته زندگی – آنقدر سریع است که دوست داریم همه چیز کندتر شود.

اینجاست که نوستالژی وارد شده و این تمایل به گذشته می تواند یک استراتژی فوق العاده و شگفت انگیز برای بازاریابی مدرن در رسانه های اجتماعی محسوب شود.

نوستالژی در میان تمامی فرهنگ ها وجود دارد و به ما حس ارتباط اجتماعی، دوست داشتن و محافظت اعطا می کند.

این احساس باعث می شود درباره پول احساس متفاوتی داشته باشیم. وقتی از مردم خواسته می شود درباره گذشته فکر کنند، احتمال اینکه پول بیشتری به دیگران داده و پرداخت بالاتری برای محصولات داشته باشند بیشتر می شود.

امروزه تلاش داریم نوستالژی را گسترش داده و اشتهای بیشتر و بیشتری را برای آن ایجاد کنیم.

بنابراین لازم نیست صدها سال سابقه داشته باشید تا بتوانید از نوستالژی در بازاریابی بهره بگیرید. آنچه نیاز دارید یک دوره زمانی است که بازار هدف شما در مورد آن احساس دلتنگی می کند.

شرکت اوربان آوت فیتز برچسب ها و دفتر یادداشت هایی با عکس لیزا فرانک مربوط به دهه 80 و 90 میلادی می فروشد (بله فکر کردن به دهه 90 هم دلتنگی را به دنبال دارد! این مسئله سرعت نوستالژی را نشان می دهد).

شما می توانید از بینش، اطلاعات جمعیتی و شخصی موجود در فیس بوک برای انتخاب یک دوره زمانی استفاده کرده و سپس از طریق پست های ارسالی در رسانه های اجتماعی، نوستالژی را تحریک کنید.

ایموجی در رسانه های اجتماعی: جنبه های تاریک و روشن

اگر می خواهیم درباره روانشناسی رسانه های اجتماعی سخن بگوییم، نمی توانیم مطالعات مربوط به تأثیرات منفی آن را نادیده بگیریم. برخی می گویند رسانه های اجتماعی باعث می شود ما تنها تر، منزوی تر و افسرده تر شویم.

و شواهد علمی پیرامون این مسئله بسیار واقعی هستند – رسانه های اجتماعی به خودی خود باعث تغییر ما نمی شوند، بلکه صرفاً تمایلات ما را تحریک و تقویت می کنند.

مثل مقایسه های اجتماعی: همه ما می خواهیم ارزش خود را از طریق مقایسه با دیگران ارزیابی کنیم.

این مسئله می تواند به احساس ناامنی منجر شود – بخصوص در فیس بوک، جایی که در آن شادترین و بهترین خبرها درباره خودمان را به اشتراک می گذاریم. ما بصورت مداوم خود را با جریان مستمری از اطلاعات مختلف، شامل بچه های تازه به دنیا آمده، روابط و شغل های جدید مقایسه می کنیم.

اما این مسئله فقط مختص فیس بوک نیست، بلکه در اینستاگرام هم اتفاق می افتد، جایی که حسادت ها بیشتر و شایع تر می شود، و همچنین در پینترسک، که یک نظرسنجی از 7000 مادر امریکایی نشان داد 42% آنان مبتلا به «استرس پینترسک» هستند – نگرانند که به اندازه کافی خلاق و بامهارت نباشند.

اما رسانه های اجتماعی می توانند ما را متحد کنند. اگر مطلبی را در مورد مضرات یا چالش های شخصی مرتبط با رسانه های اجتماعی به اشتراک گذاشته باشید، به احتمال قوی تأیید و پشتیبانی زیادی را از دوستان و حتی کسانی که انتظارش را ندارید، دریافت کرده اید.

  • وقتی احساس عدم امنیت داریم، روی آوردن به فیس بوک بیش از هر فعالیت دیگر مرتبط با خود-تأییدی، برای ما آرامش به ارمغان می آورد.
  • و سپری کردن زمان با استفاده از شبکه های اجتماعی منجر می شود به همدلی مجازی، که منافع آن به دنیای واقعی منتقل خواهد شد.

آیا تا به حال به این مسئله فکر کرده اید که چرا حیوانات در رسانه های اجتماعی اینقدر محبوب هستند؟

یک مصاحبه کننده از سردبیران Buzzfeed پرسید که چرا داستان های مربوط به حیوانات اینقدر فراگیر می شود، و آنها گفتند به این دلیل این داستان ها به هیچ وجود مربوط به حیوانات نیستند. بلکه غالباً انسان ها را در بهترین وجه خود نشان می دهند – نجات، پرورش، مراقبت.

و بیان کردند که «ما با حیوانات همدلی می کنیم، درست همانطور که با بهترین وجه خود همدل هستیم.»

نظرات بیشتر از طرف شما!

من از تحقیق پیرامون روانشناسی شبکه های اجتماعی و ارائه آن در Mozcon و همچنین برای شما لذت زیادی بردم. و دوست دارم تمامی نظرات و دیدگاه های شما را در بخش کامنت ها دریافت کنم. ضمناً می توانید نسخه کامل مطالب ارائه شده را اینجا مشاهده کنید:

آیا تاکنون فکر کرده اید که چرا برخی از مطالب در رسانه های اجتماعی ویروسی و فراگیر می شوند؟ و یا چرا برخی ترندهای به ظاهر عجیب در رسانه های اجتماعی همه گیر شده و برخی دیگر توجه چندانی را به خود جلب نمی کنند؟

باور داشته باشید یا نه، اما شواهد علمی کافی درباره اینکه چرا مردم به اشتراک گذاری آنلاین می پردازند وجود دارد.

درک روانشناسی رسانه های اجتماعی و دلیل به اشتراک گذاری افراد، نخستین گام برای خلق تجربیات بهتر، روابط قدرتمندتر، و خلق محتوای بازاریابی مناسب تر خواهد بود.

روانشناسی شبکه های اجتماعی: شواهد علمی درباره اینکه چرا مردم به اشتراک گذاری بصورت آنلاین می پردازند

ما بعنوان مشاغل و برندهای مختلف، به دنبال راه هایی برای مشارکت هرچه بیشتر با محتوای ارائه شده، چه در رسانه های اجتماعی و چه شیوه های آنلاین دیگر هستیم.

خوشبختانه روزنامه نیویورک تایمز مطالعه فوق العاده ای انجام داده که ارتباط زیادی با روانشناسی به اشتراک گذاری آنلاین دارد. در این مطالعه پنج انگیزه اصلی برای به اشتراک گذاری ذکر شده است:

  • مردم می خواهند زندگی دیگران را بهتر کنند (94%)
  • مرم می خواهند که محتوای ارائه شده، نمایانگر هویت آنلاین آنها باشد (68%)
  • مردم می خواهند روابط موجود را رشد داده و بهبود ببخشند (80%)
  • مردم به این دلیل مطالب را به اشتراک می گذارند که حس تعامل و کامنت گذاشتن دیگران را دوست دارند (81%)
  • مردم می خواهند به بازپخش مسئله ای که به آن باور دارند بپردازند (84%)

متیو لیبرمن، استاد روانشناسی و روانپزشکی دانشگاه UCLA و نویسنده کتابی با نام «اجتماعی: چرا مغزهای ما به هم متصل می شوند»، می گوید:

مردم عمدتاً تمایل دارند مسائلی که مفید و جالب به نظر می رسد، نه صرفاً برای خود که به دیگران هم ارائه کنند. به نظر می رسد ما همیشه به دنبال آن هستیم که چه کسان دیگری این موارد را مفید، سرگرم کننده یا جالب دانسته اند، و داده های مغزی هم شواهدی از این مطلب نشان می دهند.

با نگاهی به برخی از موفق ترین پست های رسانه های اجتماعی در سال 2017، شاید به راحتی نتوان عوامل محبوبیت آنها را مشاهده کرد. با این حال و از دیدگاه علمی امکان درک این مسئله وجود دارد.

بعنوان مثال، نیویورک تایمز پستی گذاشت درباره پشت صحنه و چگونگی ساخت موزیک ویدیوی «شکل تو» از اد شیران:

این ویدیو از منظر روانشناختی و به دلایل متعدد اثرگذاری فوق العاده ای داشته است:

  • شکل تو، یکی از محبوب ترین آهنگ ها در سال 2017 بوده و به همین دلیل مردم به منظور ارائه بازتابی از خود و سلیقه موسیقی شان، آن را در رسانه های اجتماعی جستجو می کردند.
  • مردم با اشتراک گذاشتن ویدیویی که دیگران هم از آن لذت می بردند، به دنبال تقویت رابطه خود با آنها (دوستان و خانواده) بودند.

چرا احساسات ابزاری قدرتمند در اشتراک گذاری آنلاین است

یونا برگر، استاد بازاریابی در دانشکده بازرگانی وارتون (و نویسنده کتاب «مُسری»)، و کتی میلکمن نویسنده، به بیش از 7000 مقاله که در نیویورک تایمز منتشر شده نگاهی انداختند تا ببینند کدامیک از آنها بیشترین مشاهده و به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی را به همراه داشته اند و چرا.

برگر و میلکمن دریافتند که هرچه محتوای مربوطه احساساتی همچون ترس، خشم، اضطراب، دلهره، غم، شوخ طبیعی یا تعجب را بیشتر برانگیزد، شانس بیشتری برای به اشتراک گذاری مجدد و حتی ویروسی شدن خواهد داشت.

انسان ها مملو از احساسات هستند. با بهره گیری از احساسات، برندها و مشاغل شانس برقراری ارتباط با مشتریان (انسان ها) بصورتی تأثیرگذار را خواهند داشت. و البته می توانند به اشتراک گذاری آنلاین را افزایش دهند.

کتاب معروف رابرت پلاتچیک با عنوان «چرخ احساسات» نشان می دهد انسان ها قادر به درک چند لایه احساسی هستند:

با توجه به مطالعه نیویورک تایمز که پیشتر درباره اش صحبت کردیم، شاید قدرتمندترین احساس، شادی باشد.

محققان دریافته اند که شادی عامل اصلی به اشتراک گذاری مطالب در رسانه های اجتماعی است. احساسات مرتبط با شادی موفق ترین و ویروسی ترین محتوای آنلاین را به خود اختصاص می دهند.

هنوز قانع نشده اید؟

ابیگیل پوسنر از شرکت گوگل شادی را به صورت «تبادل انرژی» تعریف می کند:

وقتی تصویری را می بینیم یا خلق می کنیم که حس زندگی به ما می بخشد، آن را برای دیگران می فرستیم تا کمی انرژی و طراوت به ما بدهد. هر هدیه ای که به دیگران بدهیم، به ما حس لطف و بخشندگی بیشتری خواهد داد.

به مخاطبین خود انگیزه به اشتراک گذاری بدهید

امروزه برندها و کسب و کارها با چالش های بی پایانی در رابطه با خلق محتوایی که مردم واقعاً به اشتراک گذاشتن شان علاقه دارند روبرو هستند، از مسابقات گلف و جشنواره های فیلم گرفته تا موفق ترین سریال های تلویزیونی که در رسانه های اجتماعی فراگیر می شوند.

با در نظر گرفتن این مسئله که چرا مردم بصورت آنلاین اشتراک گذاری می کنند از نظر روانشناسی، شما قادر خواهید بود بصورت استراتژیک و مستمر فرمولی موفق و برنده برای محتوای بازاریابی خود پیدا کنید.

اگر می خواهید در این مسیر به پیش بروید، ما به شما کمک خواهیم کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 + 4 =

اسکرول به بالا